امروز عروسی خواهر دوستم بود همون که گفته بودم .عروسی تو ی باغ بود.من و دوستم همون اول رفتیم یه جای دور نشستیم که چشمون زیادی باز نشه . نبود ‏ ببینید که چقدر صندلی خالی بود نه اینکه ‏ نیومده باشن نه همه وسط پیست رقص ‏ بودن اونم همگی شکل عروس!بیچاره ‏ عروسه کم آورد که اینجا اون چه نقشی ‏ ‏ داشت.‏‎ ‎

. جمعه 31 خرداد 1392 . 20:03 . ariana002
ABOUT

سلام . در چشمانم برقیست که آن را تقدیم نگاهای خاموشتان میکنم . خوشحالم که وبلاگم رو انتخاب کردید و دوست دارم حتما نظر بدید . بچه شمالیا هوای ما رو داشته باشن تو نظر دادن . دوستون دارم به اندازه تمام تعداد نفسای خودتون.
CATEGORIES
TAGS
OTHER

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید