از

( مرگ )

نمی ترسم...


ولی

مثل

سگ از راننده ی زن می ترسم
.............
 
ﺩﻭﺳﺘﻢ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺳﻮﺳﯿﺲ ﮐﺎﻟﺒﺎﺱ ﺩﺍﺭﻩ
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﺮﺩ، ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻮ ﻣﻐﺎﺯﻩ
ﮔﻔﺖ : ۵۰۰ ﮔﺮﻡ ﮊﺍﻣﺒﻮﻥ ﻣﺮﻍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ
ﺩﻭﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ، ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﺧﯿﺎﻟﻢ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ کیفیتش ﺧﻮبه ؟
ﺩﻭﺳﺘﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻪ ، ﺑﺮﺍ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯿﺒﺮﻡ
ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ ﺷﺪ ۷۰۰ ﮔﺮﻡ ، ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﻩ ؟
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﺳﮕﻢ ﭼﺎﻕ ﻣﯿﺸﻪ،ﮐﻤﺶ ﮐﻦ!
ﺩﻭﺳﺘﻢ :|
بازم دوستم :|
یه باره دیگه دوستم :|

 

یه بار هم رفتم دست کشیدم رو آفتابه، ازش یه غول اومد بیرون

بهم گفت آرزو کن

گفتم یه خونه میخوام گفت خب من اگه خونه داشتم تو آفتابه می خوابیدم؟!

یعنى تا حالا تو عمرم اینقد قانع نشده بودم :|

....................

 


. یکشنبه 10 شهریور 1392 . 11:05 . ariana002
ABOUT

سلام . در چشمانم برقیست که آن را تقدیم نگاهای خاموشتان میکنم . خوشحالم که وبلاگم رو انتخاب کردید و دوست دارم حتما نظر بدید . بچه شمالیا هوای ما رو داشته باشن تو نظر دادن . دوستون دارم به اندازه تمام تعداد نفسای خودتون.
CATEGORIES
TAGS
OTHER
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران